تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران وتاريخ الأفغان ( تاريخ اجمالى ايران وتتمة البيان في تاريخ الأفغان والبيان في الإنجليز والأفغان ) ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
« ماردوش » مىخواندند ، بواسطه آن گيسوهاى تابيده ، كار به اين نداريم كه نوشته‌اند دو مار بر دوش او بوده و مغز سر آدمى به آنها مىخوارانيدند و چه قدر آدم كشته الى آخر ، همين قدر مىدانيم اين طبقه و سلسله مردمان بدى بودند ، ظالمانه و مستبدانه حركت مىنمودند . فريدون - پادشاهى فرزانه و دانشمند و دادگر بود ، قصه‌اش در تواريخ مسطور است و از تصوف و مرتاضين چله نشين و خيالات متصوفانه بدش مىآمد ، مردم را از اين كار منصرف مىداشت ، و از تنبلى و ترك دنيا و درويشى منع مىكرد . نودر - دال بى نقطه - پسر منوچهرش دانند ، جور و ستم به رعيت بسيار مىنمود و مستبد بود . زاب و گرشاسب - دو شاهزاده بودند ، آخرين سلاطين پيشداديان . مدت سلطنت پيشداديان را سه هزار سال مىنويسند - پيش از اين اشاره به اين مطلب نمودم ، باز هم مىگويم كه جمعى از اهل تحقيق مذكور داشته‌اند كه بعضى از سلاطين را كه مىگويند مثلا هزار سال سلطنت كرد يا كمتر يا بيشتر ، مراد يك طبقه از آنهاست . در اين صورت مىتوان گفت مقصود همين سال دوازده ماه است كه هر ماهى سى روز باشد . جماعتى ديگر مىگويند به اصطلاح قرون قديميه يك ماه را كه سى روز باشد سال مىناميدند ، پس فلان پادشاه كه گفتند پنجاه سال سلطنت كرده است به آن اصطلاح ، يعنى پنجاه ماه حاليه ، در اين مطالب خيلى خلط مبحث شده است .