تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران وتاريخ الأفغان ( تاريخ اجمالى ايران وتتمة البيان في تاريخ الأفغان والبيان في الإنجليز والأفغان ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
قلمشان در اول وهله افتاده و چه بسا اشخاصى كه لغرض بعض مطالب را ترك و برخى را جعل نموده و بسا مورخى كه متملقاً به سلطان العصر ، دروغهائى نوشته باشد ، چه بسيار كه تاريخ نگارى به تعصب مذهبى تحريفى يا تركى يا زيادى در نگارش داده وبسا كه در ترجمه نفهميده هزار ماه را هزار سال نوشته ، يا اسم طبقه‌ئى را به شخص واحد نسبت داده ، اين اختلافات را كه مىگويم در اول بلا اول نوشتن تاريخ است ، بعد ديگران تاريخها را از روى نگارش يكديگر نوشته‌اند ، همه مثل هم شده و ما مقصودمان تاريخ نگارى نيست ، مىخواهيم فقط در ضمن ، اخلاق هر سلسله از سلاطين را بيان نمائيم ( على اى حال مىگوئيم ) : كيومرس - ( كيومرز ) مؤسس اساس شهريارى و سلطنت بوده باعث آبادى عالم گرديد . هوشنگ - يا پسر كيومرس يا پسر زاده آن است آن را عادل دانند و پارسيان پيغمبرش خوانند . تهمورس - به آئين كسى كارى نداشت ، چندى قحط در بلادش شد فرمود اغنيا به غذاى شب قناعت كنند و روز را به فقيران دهند مثل اينكه روزه بگيرند . جمشيد - پادشاهى عادل ، بسيارى از صنايع نيز در زمان او اختراع شد و اينكه بعضى به كلى منكر وجود اين پادشاه هستند و آن را « رب النوع آفتاب » مىدانند ، زيرا كه ابداً آثارى از آن در دنيا نيست ؟ نه سكه دارد ، نه بنائى . تخت جمشيد هم از سلاطين ديگر است كه به غلط به اسم او معروف شده ، ما كار به اين حرفها نداريم ، مىگويند وجودى داشته مىگوئيم داشته ! از بود و نبود او به نقد ، براى ما سودى نخواهد بود و از ضروريات مذهب ما نيست كه اعتقاد به وجود يا عدم وجود او بنمائيم . ضحاك - پادشاهى بود خونريز وخونخوار - يا پادشاهانى بودند و طبقه‌ئى - چون عرب بودند گيسوانى داشتند تابيده و بر دوششان افتاده ، آنان را
تاريخ ايران وتاريخ الأفغان ( تاريخ اجمالى ايران وتتمة البيان في تاريخ الأفغان والبيان في الإنجليز والأفغان ) ( فارسى ) — صفحة 43 | سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني