خطبه 190
و من خطبة له - عليه الصّلوة و السّلام و التّحيّة و الإكرام - : ( 1 ) « أحمده شكرا لانعامه ، و أستعينه على وظائف حقوقه ، » حمد و سپاس مى كنم او را از براى شكر نعمت دادن او ، و طلب يارى مى كنم از او بر جاى آوردن وظيفههاى حقّهاى او . « عزيز الجند ، عظيم المجد . » غالب است لشكر او ، و بسيار است بزرگى او . هر ذرهّ از عرش تا ثرى ، جنود و لشكرهاى اويند ، حتّى لو سلّط بعوضة على الأكوان جميعا لخربتها بقوّة اللّه جميعا . شعر سعدى : ( 2 )
نيم پشهّ بر سر دشمن گماشت * بر سر او چارصد سالش بداشت
مولانا :
باد و خاك و آب و آتش بندهاند * با من و تو مرده ، با حق زندهاند
گر نبودى واقف از حق جان باد * فرق كى كردى ميان قوم عاد
هود گرد مؤمنان خطّى كشيد * نرم مى شد باد كآنجا مى رسيد
هر كه بيرون بود از آن خط جمله را * پاره پاره مى گسست اندر هوا
آتش ابراهيم را دندان نزد * چون گزيده حق بد او ، چونش گزد
موج دريا چون به امر حق شتافت * قوم موسى را ز قبطى ( 3 ) وا شناخت
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 190
( 2 ) مج : شعر ، دا : سعدى
( 3 ) قبطى : نام مردم قديم مصر