تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
شده و بى علمى كه قابل زيادتى باشد ، و نه به علمى كه مستفاد شده باشد ، چه اين جمله صفات حدوث است ، بل به علم قديم كه عين ذات است .
علم را آن كو در تحقيق سفت * اتّحاد عالم و معلوم گفت

« المقدّر بجميع ( 1 ) الامور بلا رويّة و لا ضمير ، » تقديركنندهء جميع امور است بى فكرى و عزمى . « الّذى لا يغشاه ( 2 ) الظّلم ، و لا يستضيء بالأنوار ، » آن خدايى كه نمى پوشاند او را تاريكى ، و طلب روشنى نمى كند به انوار ، بل هو نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نوُرهِِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ . ( 3 ) « و لا يرهقه ليل ، و لا يجرى عليه نهار ، » و در نمى رسد او را - جلّ شأنه - رسيدن شب ، و جارى نمى گردد بر او طلوع نهار . « ليس إدراكه بالأبصار ، و لا علمه بالأخبار . » نيست ادراك كردن او به ديدن چشم ، و نيست علم او به خبر دادن غير . منها فى ذكر النّبىّ - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - : « أرسله بالضّياء ، و قدمّه فى الاصطفاء ، » فرستاد او را به نور تامّ هدايت عام ، و مقدّم داشت او را در اصطفا و برگزيدن بر جميع برگزيدگان خويش . عطّار : ( 4 )

سرآمدترين همه سروران * گزيده‌تر جمله پيغمبران
« فرتق به المفاتق ، و ساور به المغالب ، » پس انتظام داد به او متفرّقات امور دين ، و غالب گردانيد به او غالبان بر اعداى دين .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه : لجميع .
( 2 ) همان : لا تغشاه
( 3 ) النور : 35 .
( 4 ) مج : ( عطّار ) محذوف