قناعت ، نيكخوئى
آن كس كه قناعت بكند پيشه خود * محكم بنموده بر غنا ريشه خود
و آن كس كه بخوى نيك رفتار نمود * مخلوق رضا نموده ز انديشه خود
كفى بالقفاعة ملكأ ( إلخ ) مى توان با قناعت به راحتى زندگى نمود و نيز مى توان با نيك خويى به ناز و نعمت دست يافته و بى نياز بسر برد ، چنان كه قناعتگر پس از تحمل به قناعت ، به مال و جاه رسد و غنى گردد از قناعت كه روز تنگدستى خود را پيش بينى نموده و مسكينى را نپسنديده و سدى بر روى نياز بسته است نيز نيكخويى همين منافع را در بردارد چون خوش خلق و نيك خوى همه را از خود راضى نگه داشته و بر او روى آورند و يارش گردند در تنگدستى و مفلسى و مهربانتر از اقوام بر او وفا كنند و خردمند با داشتن اين دو خلق و خوى نيك مىتواند به خواستههاى خويش دست يافته و همانا خداوند نيز اين دو را دوست مى دارد .
پس : كسانى كه قناعت كنند ريشه آسايش خويش را محكم نموده و بى نياز گردند و كسانى كه به خوى و خلق نيك رفتار نمايند مردم را از اين انديشه انسانى راضى نگه داشته و همه را نسبت به خود خوش بين و دوست گردانند كه سبب موفقيت و شادكامى خواهد بود .