تندرستى
آنان كه بزى ديگران رشك برند * از هر چه بغم فتاده بيمارترند
رشكى كه نكو ثمر دهد بر خواهان * بهتر كه زنند رستيشان غصه خورند
العجب العقلة الحساد ( إلخ ) شگفت است و جاى تعجب آنانرا كه رشك مى برند و حسادت به همه چيز مردم دارند جز از سلامتى آنها كه رشك نمى برند ، و عكس آن بهتر است و انسان مىتواند سلامتى را آن قدر كه شايسته داند از ديگران بياموزد و حسادت ( البته رشك بردن از آنكه چگونه سلامتى را بدست آورده ) به تندرستيشان داشته باشد و از ديگران آداب تندرستى بياموزد و رفتار نمايد رويه آنها را در صحت و بزرگترين نعمتها تندرستى باشد كه خداوند بزوك به بشر عطا فرموده است نيز خردمندان از هيچ چيز كسى رشك نمى برند و حسرت نمى خورند جز آنكه از سلامتى آنها آن هم مى آموزند چگونه صحت را بخويش آورده است .
پس : آنهائى كه شك مى برند از زندگى ديگران از هر چه بيمارى بيمارتر و از هر چه ندارى كه محتاج است محتاج ترند ، و رشك بردنى نيكو باشد كه همانا از تندرستى ديگران بايد رشك برده و آموخت كه چگونه سلامتى بخويش آورده و چطور راه صحت مزاج را آموخته است .