دربارهء حق تعالى فرمايد : « الحمد للهّ الذى . . . دلّت عليه اعلام الظهور و امتنع على عين البصير . . . فهو الذى تشهد له اعلام الوجود على اقرار قلب ذى الحجور » خ 49 87 و 88 منظور از « اعلام الظهور » دلائل ظاهر و آشكارى است كه به وجود خدا دلالت دارند ، همچنين است اعلام وجود ، يعنى دلائل وجود حق تعالى آن دلائل دلالت مى كنند بر اينكه آدم منكر در قلب به خدا اقرار دارد هر چند كه در زبان انكار مىكند .
معلم ( بر وزن مشعل ) به معنى علامت است
« المعلم : ما يستّدل به على الطريق »
جمع آن معالم به معنى علامتهاست ، دربارهء حقوق امام و رعيّت فرمايد : « فاذا ادّت الرعيّة الى الوالى حقهّ و ادّى الوالى اليها حقّها عزّ الحقّ بينهم . . . و اعتدلت معالم العدل » خ 216 333
علن
: و علانيه : آشكار شدن
: « علن الامر علونا و علنا و علانية : ظهر و انتشر »
موارد زيادى از اين ماده در « نهج » آمده است . در وصف حق تعالى فرموده : « لا يلهيه صوت عن صوت و لا تهجزه هبة عن سلب و لا يشغله غضب عن رحمة . . . قرب فنأى و علافدنا و ظهر فبطن و بطن فعلن و دان و دان و لم يدن » خ 195 309 خدائى كه او را صدائى از صداى ديگر مشغول نسازد و بخشيدن به كسى از گرفتن نعمت از ديگرى مانع نمى شود و خشم گرفتن بر يكى از رحمت آوردن بر ديگرى باز نمى دارد ، نزديك و دور ، بالاست و به همه نزديك ، آشكار و نهان ، پنهان است و عيان ، جزا مىدهد جزا داده نمى شود
« اعلان » آشكار كردن « معلن » به صيغهء فاعل : آشكار كننده ، « علانية » : آشكار چنان كه فرموده : « من اصلح سريرته اصلح اللّه علانيته » حكمت 423 هر كه باطن خود را اصلاح كند ، خداوند ظاهر او را اصلاح فرمايد .
علا
: علو ( بر وزن قفل ) بلندى . علاء : برترى و رفعت شأن « علوّ » در قهرو غلبه و تكبر نيز به كار رود ، به اصحابش درباره جنگ فرموده « فخذوا للحرب اهبتها و اعدّوا لها عدّتها فقد شبّ لظاها و علا سناها » خ 26 68 ، ساخت جنگ را برگيريد ،