تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦
مىداند نگاه دزدانهء چشمها را و آنچه را كه پرده‌هاى قلوب و اعماق غيبها در خود دارند . و آنچه را كه گوشها گوش مى دهند و مى شنوند ، مىداند محلهاى تابستانى مورچگان و محلهاى زمستانى حشرات و ناله‌هاى حزين عاشقان و صداى نرم قدمها و محلّ باز شدن ميوه‌ها در درون غلاف شكوفه‌ها را و مىداند محل نهان شدن حيوانات وحشى را در غارهاى كوهها و درهّ‌ها و جاهاى پنهان شدن پشه‌ها را در ساق و پوست درختها و جاهاى روئيدن برگها را از شاخه‌ها و محلهاى ريخته شدن نطفه‌ها از پشتهاى مردان را . مىداند وجود آن ابرها و متراكم شدن آنها را و فرو ريختن قطره‌هاى باران در ابرهاى متراكم را و آنچه را كه طوفانها و گردبادها مى پاشند و بارانها با سيلها از بين مى برند . و داناست به شناكنان رفتن ريشهء نباتات را در تپه‌هاى شن و قرارگاه پرندگان را در قلهّ‌هاى كوهها و نغمه‌هاى مرغان را در تاريكهاى آشيانه‌ها . و داناست به آنچه صدفها در درون خود جاى داده‌اند و موجهاى درياها در دامن خود برداشته‌اند و آنچه تاريكى شب پوشانده و يا آفتاب چاشتگاهى بر آن تابيده و آنچه پرده‌هاى تاريكيها بر آن افتاده و توده‌هاى نور بر آن تابيده است . و داناست به اثر هر قدم و صداى هر حركت و برگشت هر كلمه و حركت دادن هر لب و آرامگاه هر زنده و وزن هر ذرهّ و صداى نرم و آرام هر خزنده و ميوه‌اى كه بر درخت است و هر برگى كه به زمين افتد ، يا جائى كه نطفه‌اى در آن قرار گرفته يا خونى كه لخته گرديده و يا مضغه و گوشتپاره‌اى شده و يا خلق شده و سلاله گشته است ، در اين دانستن و خلقت رنجى به او نرسيده و در نگاهدارى آفريدگان چيزى مانع او نشده است « سبحان ربى العظيم و بحمده »

علم

: ( بر وزن شرف ) علامت و نشانه ، نشانه‌ايكه شى ء با آن معلوم مىشود مانند علم لشكر و علم راه ( نشانهء راه ) جمع آن اعلام است و جمع علامة علامات است ، در حكمت 350 فرموده : « للظالم من الرجال ثلاث علامات يظلم من فوقه بالمعصية و من دونه بالغلبة و يظاهر القوم الظلمة »