تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
مىشود ، راجع به زمان جاهليت فرموده : « فهى متجّهمة لاهلها عابسة فى وجه طالبها » خ 89 122 ، دنيا بر اهلش هجوم كرده و در نگاه كردن به صورت اهلش عبوس و ترشرو بود .

عباس

: پسر عبد المطلب و عموى رسول خدا صلى الله عليه و آله كه نامش بخصوص در « نهج » نيامده است ولى پسرش مشهور به « ابن عباس » چهاربار با اين تعبير در « نهج » ديده مىشود ، ما اوّل آنها را نقل كرده ، سپس دربارهء ابن عباس و اتهام او مطلبى خواهم آورد . اوّل : آنگاه كه امير المؤمنين صلوات الله عليه مشغول خواندن خطبهء شقشقيه بود ، مردى نامه‌اى به آنحضرت داد ، امام شروع به مطالعهء نامه كرد و حال اوّليش عوض شد ، ابن عباس عرض كرد : يا امير المؤمنين ايكاش خطبه‌ات را از همانجا كه رساندى ادامه بدهى . امام عليه السلام فرمود : « هيهات يا بن عباس تلك شقشقة هدرت ثمّ قرّت » اى ابن عباس هيهات كه ادامه بدهم آن شقشقه‌اى بود كه به صدا درآمد و سپس به جاى خود برگشت ، مشروح آن در « شقشق » گذشت . دوم : دربارهء اينكه ابوموساى اشعرى را حكم ( داور ) قرار ندهند و ابن عباس را حكم كنند فرمود : « فادفعوا فى صدر عمرو بن العاص بعبد الله بن العباس » خ 238 357 ، با عبد الله بن عباس به سينهء عمرو بن العاص بزنيد ، يعنى او مىتواند با عمرو عاص مقابله كند . سوم : آنگاه كه عثمان بن عفان در محاصره بود ، از عبد الله بن عباس خواست كه به آنحضرت بگويد : از مدينه به « ينبع » برود تا صداى « خليفه بعد از عثمان على عليه السلام است » كم شود ، آن حضرت پس از شنيدن پيام عثمان فرمود : « يا بن عباس : ما يريد عثمان الّا ان يجعلنى جملا ناضحا بالغرب : اقبل و ادبر . . . و الله لقد دفعت عنه حتّى خشيت ان اكون آثما » خ 240 358 ، پسر عباس عثمان مى خواهد مرا مانند شتر آبكش با دلو بزرگ بگرداند ، بيا و برو . . . به خدا قسم آنقدر از او دفاع كردم كه ترسيدم گناهكار شوم . چهارم : آنگاه كه شنيد ابن عباس ( كه فرماندار بصره بود ) با قبيلهء بنى تميم بد رفتارى مىكند ، در ضمن نهى او از اين كار ، نوشت : « فاربع ابا العباس رحمك الله فيما جرى على لسانك و يدك من خير و شرّ فانّا شريكان فى ذلك » نامهء 18 376 ، يعنى مدارا كن و بايست اى ابو العباس در آنچه بر زبانت از خير و شرّ جارى مىشود ( دربارهء همه تحقيق كن ) كه من با تو شريك كار هستيم ، اگر خلاف كنى به هر دو منتسب است .