است ، براى بيان نقش اساسى مال در زندگى انسان كفايت مىكند . و چون مال از قوام بودن ( مايهء برپايى زندگى و سامانيابى انسانها در زندگى ) خارج شود ، بلكه در جهت ضدّ آن قرار گيرد ، آيا مىتوان گفت كه اين حرمت براى آن باقى مىماند ؟
ب - جلوگيرى از تسلَّط انحصارى ثروتمندان بر اموال
قرآن
1 * ( ما أَفاءَ الله عَلى رَسُولِه مِنْ أَهْلِ الْقُرى ، فَلِلَّه وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ ، كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَغْنِياءِ مِنْكُمْ . . . ) * « 1 » آنچه خداوند ، از مردم كافر آباديها به پيامبر خود بازگردانيد ، از آن خداست و فرستادهء خدا ، و خويشان او ، و يتيمان و بينوايان و در راه ماندگان ، تا چنان نشود كه ( به دست توانگران افتد و در انحصار آنان در آيد و ) ميان توانگران شما دست به دست بگردد . . .
حديث
1 الإمام علي « ع » : . . . و لم أجعلها ( الأموال ) دولة بين الأغنياء . « 2 »
هامش
« 1 » « سورهء حشر » ( 59 ) : 7 .
« 2 » « كافى » 8 / 61 .