كنيم كه گفتگوهاى پسنديده كه در ميان سخنان ايشان است يا به ايشان نسبت مىدهند همه قول ايشان باشد كدام طايفهاند از كفّار ومشركين و ساير مخالفين ائمّهء معصومين - كه با وجود گمراهى - پارهاى سخنان خوب نداشته باشند وتعريف صدق وراستى واداى امانت ، وكم خوردن وكم خفتن ، و بعضى ديگر از اعمال وصفات حسنهء حميده نكرده باشند ، ومذمّت كذب وناراستى و خيانت و پر خفتن و پر خوردن ، وحرص وحسد ، و ديگر چيزها از افعال وصفات ذميمه ننموده باشند ، پس به اينكه ايشان را بعضى سخنان خوب هست گول نبايد خورد .
امّا آنچه افلاطون قبطى وتابعان او گفتهاند كه اين طايفه در آن تصرف نمودهاند و آن را وحدت وجود نام كردهاند اين است كه : افلاطون وجمعى از پيروان او گفتهاند كه علّت اولى خلق را از نفس خود آفريده و هر موجودى هم خالق است وهم مخلوق « 1 » .
و اگر كسى نيك تأمّل نمايد خواهد دانست كه سبب گمراهى اكثر اهل باطل خصوصاً ملاحده ؛ فلاسفه شدهاند - خذلهم اللَّه تعالى - و اگر كسى كتاب « تهافت الفلاسفه » « 2 » را
هامش
( 1 ) - حديقة الشيعة : 567 .
( 2 ) - تهافت الفلاسفة : تأليف قطب راوندى است متوفى 573 ه ق كه مخطوطآن در آستان قدس رضوى موجود است ، رجوع شود به الذريعة : 4 / 502 .