و بعضى از متأخّرين اتحاديّه مثل محيى الدّين اعرابى ،
وشيخ عزيز نسفى ، وعبد الرّزّاق كاشى كفر وزندقه را از اين گذرانيده به وحدت وجود قايل شدهاند ، وگفتهاند كه هر موجودى خداست « 1 » ؛ چنان كه در حكايت مار سياه وغيره از او مشهور است ، واوضح از اينها كلمات نور على شقى است كه در ديوان خود مذكور ساخته « 2 » ، تعالى اللَّه عمّا يقولون الملحدون علوّا كبيرا .
وايضا بايد دانست كه سبب تمادّى وطغيان ايشان در كفر آن بود كه به مطالعه كتب فلاسفه مشغول شدند و چون بر قول افلاطون قبطى واتباع او اطلاع يافتند از غايت ضلالت گفتار غوايت شعار او را اختيار كردند ، و از جهت آنكه كسى پَىْ نبرد كه ايشان دزدان مقالات واعتقادات قبيحه فلاسفهاند آن معنى را لباس ديگر پوشانيده وحدت وجودش نام كردند ، و چون معنى آن را از ايشان پرسيدند از روى تلبيس گفتند كه اين معنى به بيان نمىآيد وبىرياضت بسيار وخدمت پير كامل به آن نمىتوان رسيد واحمقان را سرگردان ساختند ، وجمعى از سفيهان در آن باب اوقات بسيار ضايع كردند وفكرهاى بسيار كردند و آن كفر عظيم را تأويلها كردند .
هامش
( 1 )
- حديقة الشيعة : 566 .
( 2 ) - ديوان نور على : 191