گويى بر تو روشن است كه در آنجا يارى خواهم كرد « 1 » .
وايضاً منقول است كه : سلطان ولد گفت : آواز رباب عجب آوازى است . مولوى گفت : آواز درِ بهشت است ! « 2 »
ونقلاست كه : اصحاب در باب رباب سخنانمىگفتند .
مولوى گفت : آن عزيز فقيررا ديدم هيچكس او را ملتفت نمىشد بنواختم ورعايتش كردم ، نگذاشتم كه ديگرانش بزنند « 3 » .
وايضاً منقول است كه : وقتى رباب مىزدند ، يكى گفت كه بانگ نماز ديگر مىگويند ، همه خاموش شدند تا مؤذن اذان عصر خلاص كرد . بعد از آن مولوى گفت : كه آن بانگ نماز ديگر و اين بانگ نماز ديگر « 4 » .
و در كتاب مذكور وكتاب « مثنوى » شواهد بر تسنّن ايشان ومريدين معروفين ايشان بسيار است كه ذكر آن موجب تطويل است .
و احتمال تقيه - / كه از احتمالات عقليّه است نه عادّيه - / اگر برود ، نسبت بهساير علماى اهل تسنن ومشايخ ايشان نيز جارى است . چون فخر رازى وملا سعد تفتازانى وابن حجر ناصبىوغيرايشان ، وفرقنمودن خلاف رويّهءعقلونقل است .
هامش
( 1 ) - / مناقبالعارفين : 1 / 415
( 2 ) - / مناقبالعارفين : 1 / 483
( 3 ) - / مناقبالعارفين : 1 / 167
( 4 ) - / مناقبالعارفين : 1 / 395