حقير گويد كه : رايحهء كذب از تمام اين قصه چون ساير كرامات منسوبهء ايشان لايح و ظاهر است . و بر فرض صحت وعدم احتمال جعل يا سخريّه واستهزاء و امثال آن معلوم است كه از افكار ابكار شيطانى است كه بهاين صورت درآمده ، و با ايشان سخن گفته كه اعتقاد ايشان را در باطل خود راسخ سازد .
وپيوسته آن ملعون هنگامه گرم كن اهل ضلالت بود و خود را بهصورتى به ايشان مىنمود ، چنان كه به جوكيان مىنمود ، وخيال مىنمودند كه بهصحبت خضر يا الياس وابدالان ورجالالغيب « 1 » - / بهاصطلاح ايشان - / رسيدهاند ، ومقدمتاً اعانت آن ملعون فرعون را مشهور ، و در السنه وافواه مذكور است .
و فرق ما بين كرامت وسحر واستدراج ونبى ومتنبى و ولى ومتولى وكاذب وصادق خالى از صعوبت نيست ، وعمدتاً از ملاحظهء حال شخص نسبت به عقايد واعمال بهجهت ارباب كمال حاصل مىشود .
وايضاً در آن كتاب مذكور است كه نقل نمودهاند كه شرفالدين گوينده - / يعنى مغنّى - / گفت : مولانا در باغ فلان
هامش
( 1 ) - / مناقب العارفين : 1 / 73 و 333 و 348