تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى ) — صفحة تنبيه الغافلين 24

مساهمون:

صتنبيه الغافلين ٢٤
الاوقات ، بل هو هالك ازلًا وابداً ، لايتصوّر الّا كذلك « 1 » » . وشاعر ايشان گويد :
از نقطه چه حرفهاى بىحد كه نمود * وين‌طرفه‌كه غيرنقطه را نيست وجود
انگشت ز حرف غير اگر بردارى * يك‌نقطه شود مركز پرگار شهود
وايضاً گويد :
در مذهب من چه سايه ونور يكيست * خاك ره فقرو تاج فغفور يكيست
آنجا كه مقام پاك‌بازان باشد * دانم به يقين‌كه دار ومنصور يكيست
وايضاً از مولوى رومى مشهور است اشعارىكه بعضى از آن ، اين دو بيت است كه مرقوم مىشود :
هردم به لباس دگران يار برآمد * گه پيرو جوان شد
هرلحظه به‌شكلى بت عيار بر آمد * دل برد ونهان شد
نىنى كه همان بود كه مىآمد ومىرفت * درصورت و معنى
هامش
( 1 ) - / يعنى : عارفان از حضيض مجاز به بلنداى حقيقت رسيده ومعراج خود را كامل كرده‌اند ، با مشاهدهء عيانى ديده‌اند كه چيزى در وجود غير از خدا نيست و همه چيز هالك است جز ذات‌مقدس او . نه اين‌كه همه در وقتى از اوقات به هلاكت مىرسند ، بلكه در ازل وابد هالك بوده‌اند ، وجز اين تصور نمىشود . ( مشكاةالانوار : 18 )
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى ) — صفحة تنبيه الغافلين 24 | محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني