تاعاقبت آن شكل عربوار برآمد داراى جهان شد « 1 »
و ظاهر از كلام بسيارى از متصوّفه قول بهوحدت موجود است بىتكلّفى ، چنان كه از ابيات ايشان يافته شد .
محقق لاهيجى آخند ملاعبدالرزاق در كتاب « گوهر مراد » در مقام بيان كيفيت صدور معلول از علتمىفرمايدكه :
« صوفيّه بر آنند كه صدور معلول از علت عبارت است از تنزل علّت به مرتبهء وجود معلول ، وتطوّروى بهطور معلول ، و از اينجا متفطن شدهاند به وحدت وجود ، و به آنكه وجود حقيقت واحده است ، سارى در جميع موجودات وماهيّات ممكنه نيستند مگر امور اعتباريه ، وحقايق موجودات همگى مظاهر آن حقيقت واحدهاند ، بهنحوىكه اتّخاد وحلول لازم نيايد ، چه اين هردو فرع اثنينيت « 2 » است ولاموجود الّاواحد ، وفهم اينمعنى بهغايت مشكل است » .
و بعد از آن فرموده است كه : « جمعى از راه روندگان طريقهء تصوّف كه در طريقهء نظر ، خالى از تحقيق نيستند ، تصحيح وحدت وجود چنين كردهاند كه چنانكهحقيقت كلى را نسبت به تعيّنات افراد بر سه گونه اعتبار كردهاند :
يكى : بهشرط لاتعيّن ، و به اين اعتبار وى را مادهء عقليّه
هامش
( 1 ) - / ديوان شمس تبريزى : 483 - 484
( 2 ) - / دوگانگى