شدند و چون مجتمع شدند آن مرد ضعيف سبقت كرده « 1 » قبل از حرب يك سيلى به آن مرد قوى زد و شروع به حرب كردند ، از اين حركت آن مرد قوى در غيرت آمده اعضاى آن از غضب مرتعش گرديد و دست او بلرزيد ، چنان كه در شمشير زدن خطا كرد ، پس آن ضعيف شمشيرى بر سر او زد و او را بكشت ،
مصراع « 2 »
دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد .
از اينجا معلوم مىشود كه مرد شجاع را جمعيت حواس در معارك ضرور است و غيظ و غضب موجب زبونى كار است .
فصل 4 : پادشاه پرتگال « 3 »
و از آن جمله است پادشاه پرتگال و بعضى پرتگيز نامند و در السن عوام « پرتگش » مشهور است ، ملكش مختصر و سلطنتش پستتر از ديگران است ، طول ملكش يكصد و پنجاه كروه است ، و عرض پنجاه كروه ، و هميشه بيست و هشت هزار سوار و پياده حاضر دارد ، و چند جهاز جنگى نيز مالك است .
اول كسى كه از قوم فرنگ بر جزاير مملكت هندوستان دست يافته است
هامش
( 1 ) سبقت گرفته : « ب » .
( 2 ) بيت : « ب » .
( 3 ) فصل و عنوان : در « ب » نيامده است ، پرتگا - پرتغال« Portugal »، كشور جمهورى واقع در جنوب غربى اروپا در مغرب شبه جزيرهء ايبرى ، و پايتخت وى بندر « ليسبون » مىباشد . ( فرهنگ معين )