و هويداست كه : هرگاه ملوك و سلاطين پاس اين معنى دارند ، و در مقام ترويج دين و اجراى احكام رب العالمين قدم اهتمام فشارند به حكم « الناس على دين ملوكهم » « 1 » ، حكّام و عمّال هر ديار و ساير متوطّنين قرى و امصار نيز از جادّهء تتّبع اين شيوهء مرضيّه انحراف نخواهند نمود ، و از تشييد مبانى اين امر خانهء دين و دنيا معمور ، و از پرتو خورشيد ظهور حق ، ساحت مملكت پرنور مىگردد .
چنان كه خاقان گيتىستان ، رافع لواى عدل و احسان ، مظهر آثار جلال و جمال ، مبطل اخبار ابطال رجال ، مسدد مناهج بغى و عدوان ، مجدّد قواعد دين و ايمان ، زنگپرداز آينهء ملك و ملّت ، و حكم انداز سهام تدابير مملكت ، السلطان بن السلطان ، و الخاقان بن الخاقان ابو المظفّر « 2 » ، المؤيّد بلطف اللّه الملك القهّار فتحعلى شاه قاجار خلّد اللّه ملكه ، در هنگامى كه جماعت متصوّفهء ضالّهء مضله در صفحهء دار الايمان ايران لواى ضلالت افراشته جمع كثيرى از سرداران و سپاهيان و رعايا بلكه ناقصان از صنف طلبهء علوم دينيه ، خاصّه جمعى از علماى همدان را در حلقهء اطاعت خود داخل ، و در رشته ضلالت منسلك ساخته بودند ، حضرت ظل إله - خلد اللّه ملكه - حكم به قتل و قمع ايشان فرمود ، و چند كس از رؤساء غباوت دستگاه آن جماعت را به حال تباه به خدمت بندگان خلد آشيان والد علّامهء اين فقير - قدس سره - فرستادند ، و مراسله به آن مرحوم و فرامين واجب الاذعان به اطراف مملكت مشتمل بر قلع و قمع شجرهء خبيثه ، و تخريب بنياد ضلالت اساس انفاذ فرمود .
هامش
( 1 ) الاسرار المرفوعه : 367 ، الفخرى ابن طقطقا : 26 .
( 2 ) ابو النصر : « ب ، د » .