خواهان مىنويسند ، و در اين وقت مقرّر كردهاند كه كاغذ اشتام را بهجهت هر مطلبى كه باشد از جزوى و كلّى به هشت آنه - كه دو عباسى است تقريبا - مىفروشند زيرا كه مصرف كاغذات جزئيه زياده از كليّات است ، و به اين فكر نيز مبالغى نفع كمپنى شده است ، و به ظاهر چنين معلوم مىشود كه نفع رعيّت را منظور كردهاند كه كاغذى را كه قيمت آن ده روپيه و بيست روپيه - مثلا - بود و بسيار كم به مصرف مىرسيد موقوف كردهاند ، و عوض آن كاغذ چهار آنه را كه عام البلوى و كثير الاستعمال بود به هشت آنه مقرّر داشتهاند ، فاعتبروا يا اولى الابصار .
رمهء سركار كمپنى
و از آن جمله آن است كه : در محال عظيمآباد در جولكاى « 1 » وسيع الفضائى كه به وفور آب و علف ممتاز است چند هزار اسب نامى سردادهاند ، و به اطراف اشتهارنامه فرستادهاند كه هركس كه خواهد ماديان خود را به آن اسبان نجيب كشد خرج ماديان و بچهء آن تا دو سال بر سركار است ، و بعد از آن اگر خواهد به سركار فروشد و الا با بچه به خانه خود برد .
شنيدهام كه تا بهحال تعداد رمهء كمپنى از حساب گذشته است ، و چون به قيمت اعلا مىخرند همه راضى و شاكراند ، و تا بهحال كم ديده شده است كه كسى بچّه ماديان خود را به سركار نفروشد و به اين حيله اسبان بسيار فراهم آوردهاند .
هامش
( 1 ) جلكايى - جلگه .