تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧

كريم قلى خان « 1 »

القصّه : بعد از چند روز نوّاب مستطاب معلّى القاب كريم قلى خان بهادر خلف اوسط نوّاب منير الدوله بهادر مرحوم خراسانى سابق الذكر به ملاقات تشريف آورد ، ايشان نيز اصرار بر توقف فرمودند ، وى اميرى است عالى شأن ، و بزرگى است با نام و نشان ، و مدّتى در خدمت شاه عالم پادشاه كه نام سلطنت با او بود « 2 » ؛ با عزّت و امتياز تمام مىماند و از آن پادشاه به خطاب مقرّب الخاقان ضياء الملك ، ضياء الدوله فرزند خان بهادر تهوّر جنگ سرافراز گرديد ، و در انشاء شعر فارسى و هندى و فهم آن و طريقهء محاوره و مجلس آرائى طبع رسائى دارد ، افسوس كه در دوستى ثباتى و در صداقت استقامتى ، و به شريعت مقدّسه - چنان كه بايد - التفاتى ، و در بازار بزرگى و سرورى بجز جلال بى جا كه نهايت كاسد و بىرونق است متاعى ندارد . و فرزند ارشد ارجمندش عاليشأن معلّى مكان مهدى قلى خان صاحب در مراتب تقدّس و ديندارى از پدر نهايت ممتاز است ، و از امورات خير آن امير تعزيه‌دارى حضرت سيّد الشهدا عليه السلام با ساز و دهل به جهت اجتماع خلائق مشهور بود ، و زياده از آن چيزى به سماع نرسيد .

محمّد صادق خان « 3 »

و از جملهء نيكان و خوبان اين سلسله بود عاليشأن معلّى مكان ، رفيع
هامش
( 1 ) عنوان : در « الف ، ب ، ج » نيامده است . ( 2 ) بود : در « د » نيامده است . ( 3 ) عنوان : در « الف ، ب » نيامده است .