عتبات را از دست ندادم .
اظهار عدم قصور جناب سيّد « 1 » مومى اليه در دوستى و انسانيت با اين فقير
و آن خرابى كه از عاليجناب مخدومى آقا سيد حسن عطّار به نام و اعتبار مجاورين و علماء و الا تبار رسيده بود فى الجمله تعمير كردم ، و زياده از آنچه در آن شهر منظور « 2 » بود به حمد اللّه تعالى « 3 » در فيض آباد ميسّر گرديد ، و بر السن و افواه عوام مشهور شده بود كه عاليحضرت سيّد معظّم اليه باعث خرابى امور من در آن بلده شدند ، و متعلّقان و نوكران و مصاحبان مثل آفرين على خان خواجه سرا و ديگران را اغوا نموده است كه آقاهاى خود را منع از ملاقات كنند .
و اين فقير شهادت مىدهد كه اين معنى را عوام غلط فهميدهاند ، و اصلا در اين مرحله سيد معظّم اليه « 4 » قصورى نكردند ، زيراكه از محاسن نيكى ذات و اخلاق ايشان و طريقهء علماى كرام ، سيّما ايشان كه به سبب اين خاندان مشهور شدهاند « 5 » بعيد است ، و علاوه امراء خصوص جنابعالى را بالنسبة به ايشان چندان اخلاص و رسوخيتى نبود كه مسموع الكلمة باشند ، و او جلّ شأنه
هامش
( 1 ) سيّد : در « الف » نيامده است .
( 2 ) منظور : در « الف » نيامده است .
( 3 ) تعالى : در « ب ، ج » نيامده است .
( 4 ) سيد دلدار است .
( 5 ) سيد فوق الذكر از شاگردان آقا محمد باقر وحيد بهبهانى ( ره ) بوده ، و شهرت او نيز به همين خاطر بوده است .