مشتمل بر تعظيم و توصيف آقا سيد حسن « 1 » و آنكه ما او را به حضور به جهت بناى قلعهء مباركه كربلاى معلّى فرستادهايم .
چون وارد شهر شد ؛ جناب سيد دلدار على نظر به خويشى و قرابت آقا سيد حسن « 2 » با جناب سيّد و سفارش نامهء ايشان ؛ وى را استقبال كرد و در مكان مناسبى فرود آمد ، و بعد از ورود مراسله آفرين على خان را فرستاد ، آن فقير نيز به ملاقات رفت .
بعد از چند روز به واسطهء جمعى در خانهء وى مقام گرفت و مراسلهء نوّاب وزير را نيز به واسطهء او به حضور رسانيد .
و شاه بيت سخن او همين بوده است كه : من از جانب بزرگى پيش بزرگى از براى تمشيت دادن امر بزرگى به سفارت آمدهام ، و چون ديگران به گدايى نيامدهام .
چون چند روزى گذشت باز به واسطهء آفرين على خان به حضور عريضهاى مشتمله بر مطلب نوشت .
نوّاب وزير از آنجا كه بسيار مدبّر و ذيهوش است بر بالاى آن نوشت كه :
ما را آنقدر قدرت هست كه قلعهء مباركه را يك خشت از طلا و يكى از نقره بنا كنيم ، و لكن امينى نمىبينيم ، و پنجهزار روپيه ؛ ركابى « 3 » به جهت جناب آقا سيد حسن « 4 » فرستاد .
هامش
( 1 ) آقا سيد حسن : در « الف » نيامده است .
( 2 ) آقا سيد حسن : در « الف ، ب ، ج » نيامده است .
( 3 ) ركابى : حق القدم .
( 4 ) در « الف ، ب ، ج » به جاى ( جناب آقا سيد حسن ) ، « آنجناب » آمده است .