مير سبحان على « 1 »
و بزرگ ايشان است عالى حضرت سلالة السادات مير سبحان على ، وى جوانى است خجسته نهاد ، و نيكو اطوار ، و عالى همّت و مخلص اصحاب معرفت ، و در طريقهء دوستى محكم و با وفا ، و در مدّتى كه در آن شهر بودم با من نهايت اخلاص داشت ، و حق آن است كه آن جماعت همه ديندار و با مروّت و با حميّت و عالى همتند .
مجملا : شب جمعه بيست و هفتم ماه ذى الحجّة را در آن قريه توقف كردم ، و مراسله به جهت اطلاع به حضور مقدّسه ، و نوّاب ناظر نوشتم ، و با هر كارهء مذكور در شب روانه كردم ، و خود بعد از طلوع آفتاب روز مذكور سوار شدم .
فصل هجدهم ورود بلدهء فيض آباد فيض بنياد
چون تقريبا نيم فرسخ از آن قريه دور شده بودم - كه عالى حضرت سامى مرتبت سلالة السادات مير مكارم على ، كه از سادات عالى درجات حدود غازى پور است و به منصب بخشىگرى در آن سركار منصوب بود - رسيد ، و قدرى راه رفته بوديم كه جناب معلّى القاب ميرزا محمّد حسين شهرستانى رسيدند ، و چون به دو فرسخى آن بلده رسيديم نوّاب مستطاب كامياب اسد الدوله رستم الملك ميرزا محمّد تقى خان « 2 » بهادر فيل جنگ - كه
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب ، ج » نيامده است .
( 2 ) خان : در « ب » نيامده است .