رسيدن خط با هركاره « 1 » از فيضآباد « 2 »
بعد از چند روز وارد « سلطانپور » شديم ، در آنجا مراسلهء عاليشأن معلّى مكان رفيه بنيان خان صاحب عظيم المناقب نوّاب ناظر محمّد داراب على خان بهادر - دام عزّه - ناظر سركار و مختار تمام امور ، جناب عاليهء متعاليه سابقة الالقاب به مصاحبت هركارهء خاص حضورى ، مشتمل بر اظهار سرور و صبور ، و تعارفات رسميّه رسيد ، و نوشته بودند كه وقت ورود به بلدهء فيض بنياد را ارقام نمايند ، كه اعزّه و اعيان حسب الحكم حضور مقدّسهء محترمهء مكرّمه به استقبال آيند .
بهدرسه « 3 »
پس از دو سه روز وارد « بهدرسه » - كه تقريبا در سه فرسخى آن بلده واقع است شديم - و آن متعلّق به اولاد سادات عالى درجات از اهل نيشابور است ، كه نوّاب غفران مآب برهان الملك جدامى مرحوم آصف الدوله بهادر - به جهت گذران ايشان معاف فرموده است ، والى الآن حكم آن جارى است « 4 » ، و كسى متعرّض ايشان نمىشود .
هامش
( 1 ) هركاره : پيامبر ، و نامهرسان را گويند ، و يا جاسوس . ( فرهنگ معين )
( 2 ) عنوان : در « ب ، ج » نيامده است .
( 3 ) ورود بهدرسه : « ب » .
( 4 ) باقى : « ب » .