تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١

رسيدن خط با هركاره « 1 » از فيض‌آباد « 2 »

بعد از چند روز وارد « سلطان‌پور » شديم ، در آنجا مراسلهء عاليشأن معلّى مكان رفيه بنيان خان صاحب عظيم المناقب نوّاب ناظر محمّد داراب على خان بهادر - دام عزّه - ناظر سركار و مختار تمام امور ، جناب عاليهء متعاليه سابقة الالقاب به مصاحبت هركارهء خاص حضورى ، مشتمل بر اظهار سرور و صبور ، و تعارفات رسميّه رسيد ، و نوشته بودند كه وقت ورود به بلدهء فيض بنياد را ارقام نمايند ، كه اعزّه و اعيان حسب الحكم حضور مقدّسهء محترمهء مكرّمه به استقبال آيند .

بهدرسه « 3 »

پس از دو سه روز وارد « بهدرسه » - كه تقريبا در سه فرسخى آن بلده واقع است شديم - و آن متعلّق به اولاد سادات عالى درجات از اهل نيشابور است ، كه نوّاب غفران مآب برهان الملك جدامى مرحوم آصف الدوله بهادر - به جهت گذران ايشان معاف فرموده است ، والى الآن حكم آن جارى است « 4 » ، و كسى متعرّض ايشان نمىشود .
هامش
( 1 ) هركاره : پيامبر ، و نامه‌رسان را گويند ، و يا جاسوس . ( فرهنگ معين ) ( 2 ) عنوان : در « ب ، ج » نيامده است . ( 3 ) ورود بهدرسه : « ب » . ( 4 ) باقى : « ب » .
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 471 | أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )