آمد و التماس نمود كه در خانهء وى مقام كنم ، بعد از الحاح بسيار قبول كردم ، و دو روز در آنجا حسب الخواهش آن سيد بزرگ توقّف نمودم ، در شرايط اعزاز « 1 » و مهماندارى قصور نكرد ، و از ملازمان خود كسى را به جهت اطلاع و اخبار به فيض آباد فرستاد .
احوال درخت بر و خاصيت آن
و در آن حدود يك نوع درختى است كه آن را ( بر ) گويند شبيه به درخت گردو ، و شاخههاى آن به قدرى كه بايد بالا مىروند ، و از آنها شاخهها شبيه ريشه منعكس شده به زمين مىرسند ، و فرو مىروند ، و از آن شاخهها نيز مىرويد « 2 » ، و همچنين بالا مى « 3 » رود و پائين مىآيد ، و شنيدهام كه از اين نوع درخت در بعضى از جنگلهاى كهنه ديده شده است كه قريب به يك ميل راه گرفته است ، و تمام آن مسافت مدام سايه است ، زيراكه در اين كشور خزان « 4 » كم است ، خصوص اين درخت را كه هميشه سبز و خرّم است ، و شاخ و برگ آن قريب به هم است ، و از بعضى از معتمدين شنيدهام كه هرگاه از آن ريشهها چيزى را بكوبند و در آب بخيسانند ، و از آن آب مو را بشويند باعث تقويت ، و پرى و درازى مو مىشود .
هامش
( 1 ) اكرام : « ب » .
( 2 ) برويد : « الف ، ب ، ج » .
( 3 ) مى : در « ج » نيامده است .
( 4 ) خزانى : « ب » .