زمرهء انام و مزار خاص و عام است .
در شب دوشنبه و پنجشنبه بر مقبرهء او عجب انبوه و ازدحامى مىشود ! اين رباعى بر سنگ مزارش نقش « 1 » است .
رباعى « 2 »
زبان دانِ محبّت بودهام ديگر نمىدانم * همين دانم كه گوش از دوست آوازى شنيد اينجا
حزين از پاى ره پيما بسى سرگشتگى ديدم * سر شوريده بر بالين آسايش رسيد اينجا
ذكر سخن بعضى از ناقصان در شأن او ، وردّ آن
و با آنكه از خلق گوشه گرفت ، باز از دشنهء طعن همكاران لئام رهائى نيافت ، بعضى وى را به قول وحدت وجود نسبت دادند ، و غافل شدهاند از آنكه فضيحت و رسوائى اين مذهب بر كسى از اصحاب شعور مخفى نيست ، تا به چنين عالم زبردستى چه رسد .
و فاضل كامل ملّا صدر الدين شيرازى در « مبدأ و معاد » گفته است :
« إن الإرتباط بين الواجب و الممكنات ليس بكونه محّلا لها - تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا - على ما يفهم من الأمثلة الجزئيّة المذكورة في كتب العرفاء ، فإنّها و ان كانت مقربّة من جهة ، لكنّها مبعّدة من جهات اخرى ، كالتمثيل
هامش
( 1 ) نقش : « د » .
( 2 ) شعر : « الف » .