مىشود « 1 » ، و لكن خوانده نمىشود ، مثل لفظ دكهن و لكهنو و امثالهما - و در اين اوقات آن شهر خراب شده است ، و در يك فرسخى آن شهر فيضآباد « 2 » است كه نوّاب غفران مآب سعادت خان برهان الملك جدّ امّى نوّاب شجاع الدوله والد نوّاب غفران مآب حاتم ثانى آصف الدوله بهادر مغفور آن را بنا كرده است .
و در سابق بغايت معمور بوده است ، و چون نوّاب آصف الدوله مرحوم شهر لكهنو را كه در بيست فرسخى او واقع است مقرّ رياست خود كرده بود آن شهر آباد شده و فيضآباد خراب گرديده است ، و در اين اوقات بعد از فوت نوّاب آصف الدوله بهادر حكومت فيضآباد و نواحى آن متعلّق به سركار وسعتمدار مقدسهء عاليهء متعاليه ، والدهء ماجدهء اوست ، و در شهر لكهنو و اتباع آن نوّاب مستطاب وزير الممالك سعادت عليخان بهادر مبارز جنگ خلف نوّاب شجاع الدوله بهادر حاكم است .
هفتم : بيراگ - به فتح باء موحده و سكون ياء مثنيهء تحتانيه وراء ممدوده و كاف فارسى ساكنه - و از بلاد مشهورهء اوست بلدهء اللّه آباد و بنارس كه يكى از عبادتگاههاى معتبرهء هنود است ، و شيخ محمّد على حزين در آنجا ساكن بود ، تا آنكه به رحمت ايزدى پيوست و قبرش در آن بلده مشهور است .
هشتم : پنجاب « 3 » ، و آن مشهور است ، و از بلاد عظيمهء اوست شهر
هامش
( 1 ) گذشت توضيح آنكه « اوده »« Avadh »صحيح است امّا آنچه مصنّف فرموده كه سكون ثانى ظاهرا فتح ثانى اصحّ است .
( 2 ) امروزه شهرى است در ايالت اوتر پرديش« Uttar Pradesh ».
( 3 ) پنجاب« Punjab »اكنون دو قسمت شده است ، نيمى از آن در پاكستان ، و نصف