بيان احوال كشور هند در ضمن احوال مسوّد اين اوراق در آن كشور
در بيان احوال است از به دو ورود جزيرهء ممبئى « 1 » تا اوان اتمام اين رساله ، و در اين مقصد قبل از شروع در مقصود ، صوبهجات « 2 » و شرذمهاى « 3 » از احوال و عادات و رسوم كشور هند به نوعى كه ديده و شنيده است بيان مىشود ، و بعد از آن شروع مىشود در ذكر احوال خود و احوال بلاد و اهالى اين كشور به نهجى كه به نظر رسيده است .
فصل اول : صوبه جات كشور هند
بدانكه ! در بعضى از كتب تواريخ به نظر رسيده است كه جمعى از مورّخين كشور هند را به « هند بن حام بن نوح » نسبت دهند ، و گويند كه :
هامش
( 1 ) بندرگاه معروف هند ، در زبان محلّى ممبئى ، و در زبان هندى وارد و بمبئى و در زبان انگليسى« Bombay »مىگويند .
( 2 ) صوبه به معنى استان ، و « جات » پسوندى است كه براى ساختن جمع در زبان اردو به كار مىرود .
( 3 ) شرذمهاى : قليلى ، كمى .