رسيد كه به سبب عدم طاقت و تحمل گريزان شده ، تحصيل را موقوف نمود و باز ملاحظهء احوال همگنان و خويشان نموده به غيرت آمد و گفت : « نكنم عاشقى چهكار كنم » پس در خدمت جدّ مرحوم به استفادهء علوم مشغول شد ، و رسيد به آنچه از درگاه احديّت قسمتش بود ، و مرجع علماء عظيم الشأن و فضلاى با نام و نشان گرديد .
شرح كبير و صغيرش بر « مختصر نافع » ، و رسايل بسيار بر مراتب تسلّطش در فقه و اصول گواهاند ، و از اطراف و اكناف بلاد سيّما بلاد هندوستان امورات خيرات مختصّهء به عتبات به خدمتش مرجوع است ، و از آن جمله است آنكه حسب الوصيّهء غفران پناه تفضّل حسين خان كشميرى استاد نوّاب مستطاب مالك رقاب وزير الممالك هندوستان نوّاب سعادت على خان بهادر ، زر بسيارى از لكهنو به خدمتش فرستادند ، كه خانه و باغات خريد كرده ، بر فقرا و مقدّسين مجاورين ارض اقدس كربلاى معلّى وقف نمايد ، و به حمد اللّه الملك الوهاب آن جناب در اين باب نهايت دقت نموده باغات و خانهها خريده وقف فرمودند .
چون از عالى جناب سلالة الاطياب سيد عبد اللطيف خان شوشترى مرحوم كه واسطهء تبليغ آن مبلغ بود و از جمع ديگر از ثقات و مقدّسين ساكنين بلدهء لكهنو به عنوان تواتر اين مقدّمه را شنيده بود ، به جهت تذكرهء آيندگان در اين دفتر نگارش نمود . و الحال به حمد اللّه در آن ارض اقدس مجاوراند و از بلبلان خوش الحان آن چمنند ، چند روزى اين فقير در مجلس شريفش از مستمعان بودم .
اولاد امجادش از بطن عمّهء مكرّمه يكى جناب مستغنى الالقاب وحيد
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )
ص١٦٦