فقرا و خيرات و مبرّات مىشد ، ظاهر آن است كه نام آن عالىمقام در اشتهار ؛ فايق بر اكثر علماى اعلام مىشد . و لكن به جهت انزوا و گوشهگيرى و گريختن از معاشرت حتّى امامت جمعه و جماعت به حدّى رسيده است كه اغلب ناس به نام آن زبدهء انام ؛ مطلع نيستند ، تا به مقدار فضيلت چه رسد .
ولادت با سعادتش ظاهرا در بلدهء كربلاى معلّى « 1 » اتفاق افتاد ، و در خدمت جدّ بزرگوار علوم شرعيّه را استفاده نمود ، و در عصر آن مرحوم مرجع انام در اخذ فتاوى و احكام شد ، و اجازهء مبسوطه به ايشان دادند و مردم را به رجوع و استفتاء از خدمتش حكم فرمودند ، و بعد از آن كه والدش به رحمت ايزدى پيوست ، بندگان وحيد الزمان ميرزا محمّد مهدى شهرستانى ، و جناب مستغنى الالقاب آقا مير سيد على طباطبايى با ساير علما و مؤمنين از خدمتش خواهش نمودند كه در مقام آن جنّت مكان به نماز جماعت مشغول شوند ، بعد از الحاح « 2 » بسيار چند روزى مشغول شد و خلق به رسوخيت « 3 » تمام حاضر مىشدند ، چون مدّت دو ماه تقريبا گذشت موقوف نمود و فرمود كه : امامت مقامى است عظيم ، و تحمّل آن بر من مشكل است . اللّه اكبر ؛ چقدر تفاوت است فيما بين اخلاق و طباع ! با آن زهد و ورع و تقوى از آن كناره گرفت .
هامش
( 1 ) معلّى : در « د » نيامده است .
( 2 ) الحاح : اصرار ، پافشارى .
( 3 ) رسوخيّت : پايدارى و استقامت .