تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
ظهرين به رحمت ايزدى پيوست ، تغمده اللّه بغفرانه و اسكنه فى بحبوحة جنانه . روز عزاى آن سرور اوتاد در آن بلده نمونهء محشر روى داد . احدى نبود كه جزع و فزع نكند و فرياد واويلا ، و واأسفاه بلند ننمايد . سيلاب اشك از چشم پير و جوان جارى ، و خرد و كوچك در افغان و بىقرارى بودند ، پس جنازهء شريفش را با دستگاه و ناله و آه برداشته ، حسب الوصيّت آن جناب در جنب مغربى محراب عيدگاه جديد ؛ احداثى مرحمت و غفران پناه حاجى على خان مرحوم دفن نموده ، بر آن قبّه و بارگاهى ساختند ، و الحال مطاف اهالى و اعاظم آن ديار است ، و بعد از طىّ رسوم تعزيه‌دارى بندگان فتحعلى خان با اعاظم و اركان و اهالى آن سامان در روز جمعه به خدمت بندگان عالى جناب ، معلّى القاب ، فضايل مآب ، مجتهد الزمان و فقيه الدوران ، برادر مهتر نامدار والاتبار ، آقا محمّد جعفر - دام ظله العالى - كه در هر باب وارث مراتب عاليهء آن جناب بود ؛ آمده استدعاى اداى نماز جمعه و جماعت نمودند ، بعد از ابرام و الحاح بسيار قبول فرمود ، و از پيشگاه پادشاه جم جاه عالم پناه ظل اللّه مراسلهء مشتمله بر مراسم تعزيت‌دارى نيز رسيد ، و امورات مفوّضه به آن مرحوم ؛ از قبيل متوجّه شدن موقوفات سركار فيض آثار حضرت امير المؤمنين عليه السلام كه در آن بلده مىباشد ، و اجراى اوامر و نواهى به علاوهء تفويض الهى از جانب پادشاه دين پناه ، به ايشان مفوّض شد ، و به آيين شايسته به تقديم مىرسانند .