جهت متردّدين بر در بيت الخلا مىگذاشتند ، ايستاده تا صبح مطالعه مىكرد ، تا آنكه از افضال « 1 » قادر متعال ، به اندك زمانى قابليت مجلس شريف آخوند ملّا محمّد تقى « 2 » عليه الرحمه را به هم رسانيد ، و در مجلس آن بزرگوار با علماى نامدار هم سبق « 3 » شد ، و در اندك زمانى بر اغلب آنها فايق گرديد ، و آخوند را شفقتى تامّ بالنسبة به آن عالم همام به هم رسيد ، و بر جرح و تعديلش در مسائل اعتماد مىفرمود « 4 » .
مواصلت بين الآخوندين المرحومين
در اين اثنا ايشان را ميلى به تمتع نساء حاصل شد ، آخوند مرحوم از وجنات احوال دريافت نمودند ، روزى بعد از فراغ از تدريس به ايشان فرمودند كه اگر اجازه دهى زنى را به جهت تو نكاح كنم و در حبالهء تو درآورم ؟ ايشان بعد از حيا و تأمّل بسيار اجازت دادند ، آخوند به حرم رفته « آمنهء » فاضلهء مقدسهء مجتهده را كه در تمام علوم به سرحدّ كمال بود طلبيدند ، و فرمودند كه به جهت تو شوهرى معيّن كردهام كه در نهايت فقر و منتهاى فضل و صلاح و كمال است ، و اين امر موقوف به رضا و اجازهء تو است .
آن مقدسهء صالحه فرمودند كه : فقر عيب مردان نيست ! پس آخوند مرحوم ، مجلسى كه رشك بهشت برين بود آراسته ، در ساعت سعد نكاح را
هامش
( 1 ) افضال : بخشش ، احسان كردن .
( 2 ) مجلسى .
( 3 ) هم سبق : هم درس .
( 4 ) مىنمود : « ب » .