دعوات هميشه از درگاه قاضى الحاجات فقر و عزت اولاد و سلسلهء خود را مسئلت مىفرموده است ، به جهت آنكه شخصى از متمولّين در آن زمان فوت شده بود ، و اولاد او در هنگام منازعه بر تقسيم تركهاش او را به انواع سخنهاى نالايق ياد مىكردند ، و اين معنى بر دل آخوند گران آمده بود ، و ظاهر احوال آن است كه تير دعاى آخوند به هدف اجابت رسيده است كه هميشه اولادش با عزّت و شأنند ، و كسى از آنها مالدار نشده است ، به حدى كه قابل نزاع باشد .
و اصل آن بزرگوار از مازندران ، و اسم والدش ملّا احمد است ، و فقر و درويشى « 1 » و پريشانى احوال او به درجهء كمال رسيده بود ، و لهذا از نهايت اضطرار روزى به آخوند مرحوم فرمود : كه به جهت تحصيل معاش به مضمون انّ
أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةٌ
« 2 » بايد تلاش نمود و از من تحمل اخراجات شما ميسّر نيست ، از جانب من معذوريد به هر وجه كه خواهيد تنقيح امور خود بنمائيد .
آخوند مرحوم از مازندران به دار السلطنهء اصفهان تشريف آوردند ، در آن اوان - كما هو الآن - از جانب سلاطين و اعيان ، به جهت طلّاب علوم دينيّه ، مدارس و وظايف معين بود و به قدر رتبه به هركس چيزى مىدادند .
آخوند چون اول تحصيلش بود در مدرسه مكان گرفت كه روزى دو غازبكى كه دو فلوس هند تقريبا مىباشد به هر شخص مىدادند و آن كفاف اكل را به خوبى نمىكرد تا به ديگر ضروريات چه رسد ، و تا مدّتى ميسّر نبودش كه روشنى به جهت خود مهيا كند ، هنگام مطالعه را ؛ در پاى روشنىها ؛ كه به
هامش
( 1 ) و درويشى : در « الف ، ب ، ج » نيامده است .
( 2 ) سورهء زمر ( 39 ) : 10 .