تصوّف ندارد ، وبهيقين بداند كه تصوّف عبارت از اعتقادات واصطلاحات طايفهاى است كه شيعيان ايشان را حلّاجيه گفتهاند و به ديگر نامها ايشان را خواندهاند چنان كه گذشت . وچنانكه قدماى علماى ما در كتب مقالات ؛ ذكر هر يك از اشاعره ومعتزله در بابى جداگانه كردهاند ذكر صوفيه را در باب علىحدّه نمودهاند ، و در ديگر بابها به تقريب ايشان را طعن زدهاند ، مانند سيّد مرتضى رازى در كتاب « تبصره » وغيره ، وشيخ مفيد در كتاب « الرد على الحلّاجيه » . وتعجب دارم كه جماعتى كه با دعواى تشيّع ، نام خود صوفى مىكنند چرا نام خود جبرى واشعرى يا مرجئى و خارجى نمىكنند ، وچنانكه مشرك عبارت از كسى است كه آتش يا بت يا غير آن را پرستد ، صوفى عبارت از كسى است كه به حلول واتحاد يا وحدت وجود كه غلوّ است در اتحاد قائل باشد ، و اين هر سه در مذهب شيعه كفر است . و ديگر شيعه بايد به اينكه فلان شيخ يا فلان ملّا از متأخّرين چنين گفته وچنين نوشته گول نخورد ، و بداند كه ايشان فريب سنيان وگول يكديگر خوردهاند ، و از اين معنى غافل نشود كه غلط به همه كس رواست غير از معصومين عليهم السلام ، وپيشتر گذشت كه يك تن نمىتوان يافت از قدماى علماى شيعه كه اشاره به خوبى صوفيه كرده باشد . پس متمسك شدن به اينكه : صاحب « اشارات » يا شارح آن و امثال ايشان ، چنين وچنان گفتهاند ، يا عالمى چنين نوشته ، يا چنگ در زدن به اخبار ضعيفه ومتشابهه وروايات مختلفهء موضوعه يا قرآن وحديث را مانند ملحدان ، به مدعا ورأى خود تفسير وتأويل كردن ، خود را و ديگران را گول
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 495
مساهمون: محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
ص٤٩٥