استيلاى مخالفان از روى تقيّه نام اين طايفه بر خود گذاشتهاند ، وايشان را علامتى بوده كه به آن از غير متميّز بودهاند ، وشيعيان در هر زمان ايشان را به تشيّع مىشناختهاند . پس شيعه بايد كه فريب جمعى نخورد كه دعوى علم ودانش نمايند وبىضرورتِ تقيه ميل به تصوّف كنند كه باعث آنها در اين صورت يا جهل است وحماقت ، يا مكر است وخديعت ، ياغَىّ وضلالت ، چنان كه در احاديث گذشت ، و به تقريب در كتاب « نصّ جلى في امامة مولانا علي » ثابت نمودهام و يكى ازآنها در آخر اين باب مذكور خواهد شد انشاء اللَّه تعالى « 1 » .
تنبيه دوازدهمهشدار به شيعيان كه فريب صوفيه را نخورند
به خدا سوگند كه صوفىِ مقيّد به شريعت در مدت عمر نديدم مگر به نادر ، كسى كه از غايت حماقت به اين طريقه ميل كرده بود ، و باقى گرگان در لباس گوسفند پنهان ، واكثر ملحدين اعتقاد وغارتگر ايمان ، و با آنكه دعوى مىنمودند كه منكر هيچكس و هيچ چيز نيستيم اگر كسى انكار يكى از مخالفان مانند حلّاج ، يا مجهولين مانند نسّاج مىنمود ، يا همين قدر مىگفت كه : حلّاج يا نسّاج يا رومى را دوست نمىدارم در كشتن او سعى بليغ مىنمودند ، و تا قتل همراه او بودند . به همه حال شيعه بايد كه فريب بعضى از فريبندگان نخورد كه فرايض و سنن وآداب واركان شرعيه را تصوّف نام كردهاند ، كه آن هيچ دخل به
هامش
( 1 ) حديقة الشيعه : 597 و 598