آى ، وجلالت حضرت مانع بود واجابت واجب ، و در اضطراب بودم ، حضرت فرمودند كه : مترس و پيش آى تا نزديك رفتم ، فرمودند بنشين نشستم به دو زانوى ادب با ارتعاش واضطراب تمام ، وتوجّهات بسيار فرمودند ، و آن سِنَه بر طرف شد ، و آن عشق حضرت امير المؤمنين عليه السلام منقلب شد به عشق حضرت صاحب الامر صلوات اللَّه عليهما . و قبل از اين واقعه مفارقت را ممتنع مىدانستم ، وروزش يا روز بعد از آن متوجّه زيارت عسكريين عليهما السلام شدم ، و در آن رفتم و يك شب در روضهء مقدسه ماندم ، فتوحات عظيمه دست داد ، هرچه درآن واقعه ديده بودم همه واقع شد ، و اين بنده شك ندارم در آنكه اين زيارت از آن حضرت است ، با آنكه قطع نظر از واقعهء فصاحت وبلاغت وجامعيت اوصافى كه هر يك از آنها در اخبار بسيار وارد شده است و به آنها اشاره خواهد شد دليل صحّت است ، با آنكه صدوق حكم به صحّت آن كرده است در اين كتاب و در كتاب « عيون » « 1 » ؛ وروات خبر نيز ثقاتند الّا موسى كه توثيق صريح ندارد ، وصدوق اعرف است به رجال از ديگران ، تا آنجا كه فرموده : در واقعهء طويلهء ديگر حضرت امام رضا - صلوات اللَّه عليه - تقرير اين معنى را با تحسين فرمودند تمام شد كلام آخوند « 2 » . وقال الخال المفضال العلامة المشهور عند الاكابر والاصاغر الآخوند ملّا محمّد باقر المجلسى قدس سره في ذيل شرح الحديث الرابع عشر من كتابه « الاربعين » ما نصه :
وأحسن ما سمعت في هذا المقام ما استفدته من الوالد العلّامة رفع اللَّه مقامه ، وهو ممّا ظهر
هامش
( 1 ) عيون اخبار الرضا : 2 / 305 - 310
( 2 ) روضة المتقين : 5 / 451 و 452 ( با اندكى اختلاف )