تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
كنند . و چون اين خبر به قيصر رسيد آزرده شد وافسوس خورد كه اين چنين كسى از دست ما رفت ، و به سن بيدرو وسن پاول گفت : كه شما را به عذابهاى سخت خواهم كشت كه ما را به اين كار بدنام كرديد ، پس هر دو را به زندان فرستاد و در عذاب وسختى ايشان اهتمام كرد تا آخر حكايت . و از قبيل اقوال وافعال شمعون ملعون است ، اقوال وافعال عطاء سحّارِ مكّارِ بىدين كه از مقتدايانِ آن ملاعين ومعاصر ابو هاشم كوفىِ صوفى لعين بوده ، چنان كه فاضل ابن خلّكان شافعى در « وفيات » اشاره به آن نموده ، و به اين مضمون فرموده : عطاء سحار خراسانى ، قبيح الخلقه كه به سبب قبح صورت هميشه مقنّع بود - يعنى بر صورت خود چيزى كشيده بود كه كسى او را نه بيند - ونام پدرش را نمىدانم ، در ابتداى امر گازرى بود از اهل مرو كه چيزى از سحر ونيرنجات مىدانست ، و به آن سبب دعوى خدائى كرد از طريق تناسخ ، و به مريدان خود گفت كه : حق تعالى در صورت حضرت آدم حلول كرد ، و به آن سبب ملائكه را امر به سجدهء آدم فرمود ، پس همه سجده كردند مگر شيطان كه مستحق سخط شد ، بعد از آن از صورت آدم متحوّل شد به صورت نوح ، و همچنين از صورت پيغمبرى به صورت پيغمبرى ديگر متحول ومنتقل گرديد ، تا عاقبت به صورت ابومسلم مروزى خراسانى رسيد ، و از صورت ابو مسلم به صورت او يعنى عطاء منتقل گرديد . پس جمعى دعوى هرزهء او را قبول كردند ، واو را عبادت وپرستش نمودند ، و در راه او جنگ كردند و خود را به كشتن دادند ، با وجود آنكه دعوى بزرگ او را شنيده وقبح صورتش را ديده بودند ، زيراكه بسيار بد صورت بود ،