تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
حى بوده باشى ، پس يسوع - يعنى مسيح - جواب گفت او را كه : خوشا به حال تو يا شمعون بن نويا ! نيست كه مسيح بوده باشد جسد و خونى كه ظاهر وهويداست شما را ، ليكن پدر من در آسمانهاست و من تو را داده‌ام مفاتيح ملكوت ومقاليد آسمانها را ، پس آنچه در زمين بسته گردانى بسته گردد در آسمانها ، و آنچه گشائى گشاده گردد در آسمانها ، و بعد از اين سخنان به اندكى واقع است كه مسيح فرمود به پطرس كه : معارضه مىنمائى به واسطهء جهالتى كه دارى به مرضات خدا ، ونمىدانى تو مگر مرضات آدميان « 1 » را . و اين سخنان در آخر فصل پنجاه و يكم « انجيل متّى » واقع است ، وحاصلش آن است كه مسيح چون خبر داد از وفات خود پطرس را ، چون او را اعتقاد به خدائى او بود ، گفت : حاشا اى پروردگار من كه تو را فوت وموت بوده باشد ، بعد از اين مسيح ملتفت به او شده فرموده كه : روان شو از نزد من اى شيطان ! پس صاحب شك وريب گرديده‌اى به من ، تو را روا نيست فكر در كار خدائى ، زيراكه مرضات آدميان را مىدانى « 2 » . ونيز در « انجيل متّى » مذكور است كه پطرس از جمله دوازده كسى است كه بعضى از ايشان يهوداى اسخر يوطى است كه خداى تعالى زمام امر و نهى را به دست ايشان داده است . چه معلوم است در فصل بيست و ششم « انجيل متّى » كه ايشان را سلطنت است بر ارواح ، وشفا دادن از كل امراض واوجاع ، واسامى اين دوازده كس اين است : شمعون مدعو به پطرس ، واندراوس برادر او ، ويعقوب
هامش
( 1 ) انجيل متّى : 27 باب 16 ( 2 ) انجيل متّى : 28 باب 16