شدم ، چنان كه مولوى در مثنوى اشاره به آن نموده و گفته :
همچو آهن ز آهنى بىرنگ شو * در رياضت آئينهء بىزنگ شو
خويش را صافىكن از اوصاف خود * تا ببينى ذات پاك صاف خود
بينى اندر دل علوم انبيا * بىكتاب وبىمعيد واوستا
بىصحيحين و احاديث وروات * بلكه اندر مشرب آب حيات
سر امسيت وكردياً بدان * رمز اصبحت عرابياً بخوان
ور مثالى خواهى از علم نهان * قصهگو از روميان وچينيان « 1 »
و ظاهر است كه امثال اين هرزهها را جعل كردهاند از براى استخفاف واستهزاء به شرع ودين وعلم وعلما ، و از اجماعيات مسلمين است كه راه تحصيل علم منحصر است در تعلّم قرآن و احاديث ، و طلب علم واجب است بر هر مسلم ومسلمه ، چنان كه در صحيحين - صحيح بخارى و صحيح مسلم - است ، كه نزد سنيان اعتبار بسيار دارد ، بلكه بعد از قرآن كلامى را صحيحتر از احاديث آن دو كتاب نمىدانند ، ومشهور ميان ايشان آن است كه « صحيح بخارى » اصح است از « صحيح مسلم » ، و اهل مغرب زمين برعكس آن گويند « 2 » . وشايد وجه ترجيح صحيحين بر ساير كتبشان اين باشد كه بسيارى از اخبار صحيحه كه در فضائل ائمه اطهار وارد شده بخارى ومسلم از نهايت تعصّب در صحيحين ذكر نكردهاند ، تا آنكه حاكم آنها را در كتاب « مستدرك » ذكر نموده ، و امام احمد بن حنبل به بخارى گفت : چگونه كتاب
هامش
( 1 ) مثنوى : 1 / 95
( 2 ) صحيح مسلم : 1 / 14