شمس تبريز ايستاده مست و در دستش كمانتير زهرآلود را بر جان احمق مىزند « 1 » و شك نيست در كفر صاحب اين اعتقاد ، ومولوى به اعتقاد مريدانش در آخر به مرتبهء كمال رسيده ، و تمام هفتصد طبقه را طى نموده ، امام وهادى گرديده ، بلكه از آن ترقى نموده و به مرتبهء خدائى رسيده ، چنان كه تصريح به آن از شمس تبريزى گذشت .
تذكرهدعا و نيايش در مذهب صوفيه
جمعى از صوفيان دعا را براى دفع قضا وبلا حرام مىدانند ، چنان كه مولوى گفته :
زاوليا اهل دعا خود ديگرند * گه همى دوزند و گاهى مىدرند
قوم ديگر مىشناسم ز اوليا * كه دهانشان بسته باشد از دعا
از رضا كه هست دام آن كرام * جستن دفع قضاشان شد حرام « 2 »
وحال آنكه اين منافى نص كتاب است ، مثل : ( ادْعُونِى اسْتَجِبْ لَكُمْ ) « 3 » و اخبار معصومين وطريقهء همهء مؤمنين ومسلمين « 4 » ، ومخالف اوامر
هامش
( 1 ) تحفة الأخيار : 137 و 138
( 2 ) مثنوى : 3 / 50
( 3 ) الغافر ( 40 ) : 60
( 4 ) تفسير درّ المنثور : 5 / 666 و 667 ، كافى : 2 / 466 ، براى اطلاع بيشتر به : المعجم المفهرس لألفاظ الحديث النبوي : 2 / 132 و 135 مراجعه شود