تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
واعتقادش دربارهء پيرش - شمس تبريزى - چنين بوده كه : هفتصد پرده را طى كرده ، و امام هادىِ مهدى شده ، چنان كه مولوى در ديوان گفته :
مطربم سرمست شد انگشت بر رق مىزند * پردهء عشّاق را در دل به رونق مىزند رخت بربنديد اى ياران ؛ كه سلطان دو كون * ايستاده بر لواى چرخ سنجق مىزند انبياء واولياء حيران شده در حضرتت * يحيى ويعقوب ويوسف خوش معلّق مىزند جان ابراهيم مجنون گشت اندر شوق تو * تيغ را بر حلق اسماعيل واسحاق مىزند احمدش گويد كه واشوقا لنا اخواننا * بر وفاى « 1 » عشق او صدّيق وصدّق مىزند ليلى ومجنون بفاقه آه حسرت مىخورند * خسرو وشيرين به عشرت جام را دق مىزند رستم وحمزه فكنده تيغ واسپر پيش او * همچو حيدر گردن هشام وابرق مىزند اى حسام‌الدين تو بر گو نام آن سلطان عشق * گرچه منكر در هواى روى او دق مىزند منكر است وروسيه مردود وملعون ابد * از حسد همچون سگان از دور وق وق مىزند
هامش
( 1 ) مصدر : هواى
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 23 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )