ششصد و نود و هشت پرده تا آن وقت كه بوده طى كرده ، چنان كه در مثنوى گفته :
پس به هر دورى وليىّ قائم است * تا قيامت آزمايش دائم است
هركه را خوى نكو باشد برست * هركسى كو شيشه دل باشد شكست
پس امام حىّ قائم آن ولى است * خواه از نسل عمر خواه از على است
مهدى هادى وى است اى نيكخو « 1 » * هم نهان وهم نشسته پيش رو
او چو نور است وخرد جبريل او * و آن ولىّ كم از او قنديل او
وآنكه زآن قنديل كم مشكات ماست * نور او در مرتبهء ترتيبهاست
زآنكه هفتصد پرده دارد نور حق * پردههاى نور دارد صد « 2 » طبق
از پس هر پرده ، قومى را مقام * صف صفند اين پرده هاشان تا امام « 3 »
هامش
( 1 ) در مصدر به جاى نيك خود راه جو آمد است
( 2 ) در مصدر به جاى نيك خو راه جو آمد است
( 3 ) مثنوى 2 21 22