بسيار فرمودهاند .
و بنابر آن انبياى رسالت گذار - با آن جلالت و مقدار - از كار دنياى ناپايدار عار نداشته ؛ سبيل تحصيل مىپيمودند ، و ساير خلفاى كردگار - با وجود كثرت اعوان وانصار - به دست خود در ضياع وعقار متصدّى غرس اشجار واصلاح جداول وانهار مىبوده ، از بار منّت رجال مىآسودند .
ورغبت به اتخاذ مزارع وابتياع ضياع وانواع ديگر از وسايل جمع مال از ممرّ حلال بر سبيل اجمال مىداشتهاند ، وهمّت بر صرف زيادهء محصولات آن از مؤنات عيال در اصناف وجوه برِّ وافضال مىگماشتهاند .
آزاد كردن حضرت امير المؤمنين عليه السلام هزار بندهء مملوك را از كسبِ دست وكَدِّ يمين امرى است شايع الاشتهار « 1 » ، و عرق ريختن ائمه اطهار در اصلاح اراضى وغرس اشجار شوينده غبار اغترار است از رخسار اعتبار .
مع هذا صوفيان قلندر ؛ آن خيره سران نابكار وتيره گهران بد اثمار كه دوش اصطبار از زير بار سلامت گفتار واستقامت كردار به كنار كشيدهاند ، واقتضاى آثار خاندان بشارت وانذار را - كه معيار شناختن نيك و بد هركار جز آن نتواند بود - كم عيار ديده ، آن مقدار ندانسته ونفهميدهاند كه تحمّل مؤنت اكتساب را سبب تزلزل توكّل بر مسبّب الاسباب در هر باب انگاشتن پندارى است فرسنگها از حظيرهء قبول عقول بر كنار .
وتوغّل « 2 » در مددكارى همگنان رابا وجود اضطرار به تمدّن و اجتماع كه نوع انسان متفرّد است به آن از ساير انواع در عقدهء اهمال واغفال گذاشتن
هامش
( 1 ) الكافى : 5 / 74 حديث 2 و 4 ، تهذيب الاحكام : 6 / 325 حديث 895 .
( 2 ) توغل / فرو رفتن .