بيت
شده از نور على روشن چراغ جسم وجان ما * به ذكر چارده معصوم گويا شد زبان ما
رضا جوئى مردان كن كه تا كردى تو شمس الدين * برون شو از زمين تا ره برى در آسمان ما
شود محمود هركس حمد درويشان بجا آرد * نشيند از براى نعمت حق گر به خوان ما
اگر كردى تو عبداللَّه شوى صالح به هر صورت * گمان اين است در معنى بيا بشنو بيان ما
فتوح دين اگر خواهى در آور مدين ايمان * سعيدى چون بيابى بركت فضل ونشان ما
شفيع انس جان احمد ابوبكر است با ياران * نمىخواهم دگر چيزى ابوالقاسم از آن ما
چو عثمان در حقيقت كاتب آيات قرآنى * بود در رود بارى بوعلى جان جهان ما
جنيد عصر باشد صاحب سرى كه معروفى * برون كرد از سرو شد محرم راز نهان ما
وردّش آنچه ظرفا گفتهاند
الهى آتش قهر على افتد به جان تو * به ذكر سيزده مأثوم گويا شد زبان تو