مجملا بر كافّهء اهل اسلام ؛ تعزير وتكفير وطرد ولعن وابعاد ايشان متحتّم ، و از لوازم ايمان است ، لكن چون داعى به اين شقى بدبخت ملاقات ومكالمهاى ننموده كه حكم صريح به جواز قتل او نمايد ، لهذا تصريح به جواز قتل او نمىتواند نمود ، مگر در آنجا كه ما فى الضمير او بروز كند به حدّى كه شبهه را در آن راه نباشد ، ونظر به اعتقاد داعى حبس مخلّد او در كرمانشاهان اولى والْيَق ، و به مراعات دين احرى واوفق خواهد بود ، كه در هر بلده ومكانى كه روانه شود باعث اضلال وكفر وزندقهء عباد خواهد بود ، واللَّه يعلم ، محل مهر عالى جناب مقدّس القاب ، فضائل مآب ، ميرزا محمّد مهدى موسوى شهرستانى زيد افضاله .
ظنّ متآخم به علم حاصل است كه : اعتنا به شريعت ندارند ، وبناى ايشان بر تزوير وتدليس مىباشد ، بلكه علم عادى حاصل است كه طريقهء ايشان عوام فريبى است ، محل مهر عالى جناب فضيلت مآب علامى سلالة السادات آقا سيد حسين نهاوندى ، كه از جملهء مريدين « 1 » مرتدّين « 2 » اين دو لعين است .
حقير علم به فساد عقيدهء ايشان تفصيلا واجمالا ندارد ، و ليكن علم
هامش
( 1 ) مريدين از مادّه « مرد » گرفته شده و به كسى كه نسبت به ديگرى مخالفت شديد داشته باشد و گاهى تا آن جا پيش رود كه بخواهد ريشهاش را بكند ، مارد ومريد ، ومتمرد گفته مىشود « تاج العروس : 9 / 164 و 165 ، لسان العرب : 3 / 400 - 402 » .
( 2 ) مرتد در اين جا به معناى لغوى آن آمده يعنى كسى كه اعلام كند فلان مذهب را قبول ندارم ، بنابراين ، معناى مريدين مرتدين اين است كه اين عالم بزرگ ؛ به شدت با صوفيه مخالف بوده و از مذهبشان اعلام بيزارى كرده است لذا مؤلف در صفحه 92 ؛ بعد از مريدين مرتدين نوشته است : يعنى : از مهتدين است .