گو غنيمت شمار صحبت ما 188
گوهرى كز صدف كون ومكان بيرون بود 30
گويم سخن نغز كه مغز سخن است 39
گويم سخنى ز حشر چون برق از ميغ 172
گيرم كه بسى خلاف فرمان كردم 134
لا تحجبنّك أشكال تشاكلها 71
لاح في ظلّ السوى شمس الهدى 95
لقد ظهرت فلا تخفى على أحد 37
لكن بطنت بما أظهرت محتجباً 37
ليكن چو نخواهم نتوانم خواهم 135
ما عدمهاييم وهستىهاى ما 43
مالك ملك بقا جز واحد قهّار نيست 86
ماه بهر من است لاغر وزرد 162
ما هم از مستان اين مى بودهايم 120
ما همه شيران ولى شير عَلَم 43
ماييم كز خدا چو خدايى جدا نهايم 148
محمود نبودند كساني كه نديدند 237
مرا چو ساختهاى آنچنان كه خواستهاى 134
مُردم از حيواني وآدم شدم 167
مردى بايد بلند همّت مردى 285
مسجود ملايك كه شد آدم ز على شد 236
مشكل ز حد گذشت در آن عقدهاى زلف 253
مصدر به مثل هستى مطلق باشد 63
مصطفى اندر جهان وانگه كسى گويد ز عقل 259
مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز 283
مطلق كه بود ز هر صفت پاك 46
معشوقه يكى است ليك بنهاده به پيش 72