مقصد اصلى نداى كنم 163
ملك در سجده آدم زمين بوس تو نيّت كرد 219
من از چشم خوش ساقى خراب افتادهام ليكن 258
من اگر خارم اگر گل چمن آرايى هست 137
منم كه ساختهء دست ابتلاى توام 134
من نمىدانم چه در چه فنى 31
من وتو عارض ذات وجوديم 55
ميان عاشق ومعشوق هيچ حايل نيست 187
مىروم بر براق عشق سوار 163
مىنمايد كه هست ونيست جهان 57
ناريان مر ناريان را جاذبند 254
ناف ما بر مهر أو ببريدهاند 120
ناله گر ز خسته شنوى 162
ندانستى كسى كاين پرتو اوست 38
نظر لطف هر كجا فكند 161
نفس كدبانويى است در حرمم 162
نفس كلّى وعقل أول را 162
نقش وفا وى كند پشت به ما كي كند 65
نقّل فؤادك حيث شئت من الهوى 113
نگذاشت چو غيرت تو غيرى 116
نور أو چون أصل موجودات بود 216
نو ز كجا مىرسد كهنه كجا مىرود 83
نه ادراك در كنه ذاتش رسد 46
نه بر أوج ذاتش پرد مرغ وهم 46
نهفته معنى نازك بسى است در خط يار 281
نه هر كه چهره بر افروخت دلبرى داند 288
نه هر كه طرف كله كج نهاد وتند نشست 288