6 . مؤلّف الكافى ، به اصول چهارصد گانهء شيعه ( اصول أربعمئة ) دسترس داشته و توانسته است روايات مورد اعتماد آنها را در كتاب خود ، جمعآورى نمايد .
7 . الكافى ، براى تشخيص اسناد احاديث فقهى تهذيب الأحكام و الاستبصار كه بعد از اين كتاب ، تأليف شدهاند ، مرجع معتبرى است .
8 . كلينى ، در مقدّمهء الكافى گفته است : اين كتاب را بر مبناى اخبار و آثار صحيح رسيده از امام باقر و امام صادق عليهما السلام ، تأليف نموده است ، در حالى كه اخبار بسيارى از اشخاص غير معصوم ، در مواضع متعدّد الكافى نقل شده است و به اين جهت ، عبارت مؤلّف ، مورد نقد و اشكال ، واقع شده است . « 1 » 9 . كلينى ، گاهى با افزودن طُرُق سند احاديث ، حديث واحدى را متعدّد ساخته ، و گاهى با عطف رجال متعدّد يك طبقهء سند ، حديث خود را تقويت نموده است .
10 . كلينى ، در احكام شرعى ، از افرادى كه احاديث شاذ و ضعيف را نقل كردهاند و يا از راويان ضعيف اخذ مىكردهاند ، احتياطاً روايت نكرده است .
11 . تنظيم اخبار و ابواب الكافى ، به تناسب عناوين بابهاى آن است .
12 . كتاب الكافى ، داراى عناوين كوتاه و گويايى است كه محتواى روايات هر باب را نشان مىدهند .
13 . كلينى ، آثار مكتب اهل بيت عليهم السلام در معقول را در بخش اوّل الكافى و احاديث اخلاقى را در بخش سوم ، گِرد آورده است .
14 . روايت الكافى ، بدون دخل و تصرّف ، نقل شده و توضيحات كلينى با روايت آن ، مشتبه نمىشود .
15 . روايات بسيارى در الكافى ، به واسطهء « عُدة ( گروهى ) » نقل شده است . ظاهراً افراد اين عُدهها نزد كلينى مشخّص بوده است ؛ ولى اين تعبير در بين علما و اهل
هامش
( 1 ) . ر . ك : كتاب الكلينى و الكافى ، ص 427 .