علاوه بر اين ، ائمّهء معصوم عليهم السلام هيچ گاه خود را به بررسى مصنّفات اصحاب خود ، مشغول نكردهاند ؛ بلكه قواعدى را تعليم كردهاند تا اصحاب ، خودشان با اعمال آن قواعد ، احاديث صحيح را از غير آن ، تشخيص دهند و حضرت ولى عصر عليه السلام هيچ كتابى را براى بررسى محتواى آن ، طلب نكرده است .
از ميان همهء تأليفات شيعه تا عصر غيبت صغرا كه بيش از 6500 كتاب بوده است ، بيش از چند كتاب به حضور ائمّه عليهم السلام عرضه نشده و عرضهء بعضى از آنها ، علّت خاصّى داشته است . با اين بيان ، مشخّص مىشود كه اين ادّعا ، دليلى ندارد و از طرفى ، عرضه كردن آن هم نيازى نبوده است .
مدرك اين ادّعا نيز مشخّص نشده و آنچه احراز شده ، همان است كه محمّدتقى مجلسى ، در شرح فارسى الكافى ، آن را آورده و علّامه محمّدباقر مجلسى ، در كتاب مرآة العقول ، اين دعوى را به بعضى از اهل گزاف ، نسبت داده است .
برخى از ويژگىهاى « الكافى »
1 . كلينى ، احاديثى را كه از نظر متن و سند ، قوىتر بوده ، در اوّلِ هر باب و احاديث مبهم و مجمل را در آخر هر باب ، آورده است .
2 . همهء رجال اسناد احاديث ، در هر سه جزء الكافى ، غالباً آورده شدهاند .
3 . شيوهء كلينى در بيان سند ، اين است كه طريق خود به اصول ، سلسله رجال سند و اجازههاى مؤلّفان را در اوّلِ حديث ، نقل كرده و آن را به تعداد روايات آنها ، تكرار نموده است .
4 . چون عصر كلينى ، به عصر مؤلّفان « اصول » نزديك بوده ، احاديث الكافى را با كمترين واسطه ، از معصومان عليهم السلام نقل كرده است .
5 . كلينى ، در زمان حيات نوّاب اربعه ، زندگى مىكرد و اين امكان براى او وجود داشته كه دربارهء اخبار الكافى ، تحقيق كند .