داده و گفته است كه عقل انسانى ، مرتبهء نازليافتهء عقل روحانى است كه به پايينترين حدّ خود ، يعنى عالم خاكى ، نزول پيدا كرده است ، امّا مىتواند با بهرهگيرى از قوّهاى كه در وى به وديعت گذاشته شده ، خود را به جايگاه اوّليهاش برساند .
كتاب الكافى ، از جمله مهمترين مجموعههاى حديثى است كه در بين عالمان شيعى ، از جايگاه والايى برخوردار است . اين كتاب ، داراى امتيازات فراوانى است كه يكى از آنها پرداختن ويژه به موضوع عقل است . اين امتياز ، باعث شده تا الكافى ، از سه مجموعهء ديگرى حديثى همتراز خود ( التهذيب ، الاستبصار و كتاب من لا يحضره الفقيه ) نيز متمايز گردد . اختصاص اوّلين كتاب از مجموع هشت كتاب اصول الكافى به موضوع عقل ، نه از سرِ اتّفاق ، بلكه به خاطر توجّه ويژه به عقل توسّط شيخ كلينى و در فضايى كه اهل سنّت و گردآورندگان مجموعههاى حديثى آنها ، عموماً احاديث مربوط به عقل را بسيار كماهمّيت و يا فاقد اعتبار و ساختگى تلقّى مىكردهاند ، امرى بسيار درخور توجّه و بااهمّيت است . علاوه بر اين ، دقّت در مضامين احاديث گرد آمده ، نشان مىدهد كه گرچه برخى از اين روايات ، از لحاظ سندى كم اعتبارند ، امّا بيشتر روايات ، از لحاظ محتوايى قابل قبول هستند و اين ، امرى است كه شارحان اين كتاب ارزشمند نيز بدان اشاره كردهاند .
بنا بر اين ، پرداختن به روايات كتاب العقل و جهل ، به دو دليل ياد شده ( يعنى بىنظير بودن اين روايات در مجامع روايىِ ديگر و پُرمحتوا بودن آنها ) ، داراى اهمّيت ويژه است . البته اهمّيت خود موضوع مطرح در اين روايات ، يعنى عقل نيز نبايد ناديده انگاشته شود ؛ زيرا عقل ، مقدّم و اساس شخصيت انسانى و جزئى از وجود وى است كه از آغاز تولّد ، همراه اوست و به همين جهت ، عموم متفكّران ، در طول تاريخ ، به مسئلهء عقل ، توجّه داشتهاند و گاهى در نوشتههاى بزرگان ، از آن به عنوان اوّلين آفريدهء الهى كه نقش اساسى در آفرينش ديگر موجودات دارد ، ياد شده است .
لذا چنان كه آمد ، با توجّه به موارد ياد شده ، اين نوشتار ، در پىِ آن است كه
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى ) — صفحة 526
مساهمون: سيد محمد على ايازى
ص٥٢٦